حکایت باران بی امان است

این گونه که من

دوستت می دارم.

شوریده وار و پریشان باریدن

بر خزه ها و خیزاب ها

به بی راهه و راه ها تاختن

بی تاب ٬ بی قرار

دریایی جستن

و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن

و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی قرار است

این گونه که من دوستت میدارم

/ 10 نظر / 28 بازدید
ثمره

سلام میناجان هم شعرها هم عکسها عالی بودند عزیزم. ممنون که خبرم کردی.[گل][ماچ]

ادیس

نایس پیک اند آی لاو د پئم

کسری

سلام عکاسی تان بی نهایت حرفه ای و زیباست. انتخاب شعر هم عالی بود. چقدر دوست داشتم این حس باران بی امان رو روزهات همچنان بارانی

بهناز

[لبخند][گل]قشنگ بود عزیزم

مهناز

فوق العادست[گل]

شباهنگ

بنام او درود بر مینای عزیز بسیار زیبا بود ....لذت بردم.... حکایت باران نمام نشدنی است .....

بارون

سلام دوست عزیز:شعر که از بارون بود عالی, عکسم که بارونی بود در کل محشربودحرف نداشت .روزهایت زیبا و بارانی.

رضا

بی نهایت عالی