انا الحق

 نقل است از بایزید بسطامی : « من چون بحری ژرفم که نه آغازی دارم نه پایانی »، کسی از او پرسید عرش چیست؟ پاسخ داد: من. گفت: کرسی چیست؟ گفت: من، و به همین سان درباره لوح و قلم چون سئوال کرد جواب داد: من، و اینچنین با پیامبران و فرشتگان اتخاذ هویت کرد و چون سئوال کننده را متعجب دید، توضیح داد: « هر آنکس در خدا فانی شود و حقیقت را فراچنگ آورد؛ او خود همه حق خواهد شد. چون او نماینده خدا، خویشتن را در خویش میبیند».

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
آیدین

سلام صمیمی ترین نام خدا مینای عزیز سلام بلاگ خوبی داری مطالبت بسیار جذاب و خوبند موضوعات خیلی خوبی رو انتخاب کردی ظاهرا علایق و سلیقه هات مثله خواهرمه موفق و البته شاد باشی خوشحال میشم به من سری بزنی کاشکی آرزوهایت آب نشوند[گل] یا حق

مصطفی فرهی

یکی از راههای رسیدن به این مطلب اینه که فرق بین من و مال من مشخص شود. سخته. ولی امیدوارم که بشه. زیبا بود[گل]

میر هادی

جویبارهای کوچک پر سر و صدا و رودهای بزرگ، ساکت و خاموشند