عمو نوروز! نیا اینجا...

عمو نوروز! نیا این جا... که این خونه عزاداره!
پدر خرجِ یه سال قبلِ شبِ عیدُ بدهکاره!
چشای مادر از سرخی مثِ ماهیِ هفت سینن،
که از بس تر شدن دائم، دیگه کم کم نمی بینن.
برادر گم شده پُشتِ سُرنگای فراموشی.
تن خواهر شده پر پر تو بازارِ هم آغوشی...

توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست،
تا وقتی نونُ خوش بختی میونِ کوله بارت نیست!

عمو نوروز! نیا این جا! بهار از یادِ ما رفته!
توی سفره نه هفت سینه، نه نونه، نه پولِ نفته!
عمو نوروز! تو این خونه تمامِ سال زمستونه.
گُلُ بلبل یه افسانه س. فقط جغده که می خونه.
بهارُ شادیِ عیدُ یکی از این جا دزدیده.
یکی خاکسترِ ماتم رو تقویمِ ما پاشیده...

توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست،
تا وقتی نونُ خوش بختی میونِ کوله بارت نیست

/ 6 نظر / 8 بازدید
تمشک تلخ

سلام میناجان. از همین فرصت استفاده می کنم و سال نو را به تو عزیزم تبریک می گویم. امیدوارم امسال سال رسیدن به اهداف بزرگ و برداشتن قدمهای بلند باشد. دوستت دارم. ثمره[گل][ماچ]

هدیه

سلام مینا جون .چه شعر تلخی بود . امیدوارم یه روزی بشه که این شعرا حرف دل هیچکس نباشه [لبخند]

شباهنگ

بنام او درود مینای عزیز امیدوارم خوب باشی و سال نو را باامیدهای خوش و نیکو آغاز کرده باشی دلت ر ا صبور بدار ....... سال نو مبارک

سمانه

چه زيبا نازيبايي ها را به تصوير کشيدي و از نا گفته هاي نگاشتي که هر کس جسارت به تصوير کشيدن آنها را ندارد . دوستت دارم دوست داشتني

رهگذر

سلام.به طور اتفاقي اينجا رو پيدا كردم.خوشحال ميشم به من سر بزني.