نه عقابم نه کبوتر اما
چون به جان آیم در غربت خاک
بال جادویی شعر
بال رویایی عشق
می رسانند به افلاک مرا
اوج میگیرم اوج
میشوم دور از این مرحله دور
میروم سوی جهانی که در آن
همه موسیقی جان است
و گل افشانی نور
همه گلبانگ سرور
تا کجاها برد ان موج طربناک مرا..........
نزده بال و پری بر لب آن بام بلند
یاد مرغان گرفتار قفس
میکشد باز سوی خاک مرا........

/ 8 نظر / 2 بازدید
وسعت تنهایی

سلام دوست گل من وبلاگ خیلی زیبایی دارین.... واقعا بهتون تبریک می گم.....دست خوش...... وسعت تنهایی نا قابلی دارم من که اگه قدم رنجه کنید ممنونتون می شم ........

مهناز

[گریه]سلام بغضیدم با خوندن این شعر[افسوس]

بهناز

سلام به دوست قدیمی[لبخند] خوبی؟ امیدوارم که خوب باشی زیبا و پر محتوا[قلب] ممنون که خبرم کردی عزیزم[ماچ]

طهورا

سلام دوست خوبم.امیدوارم حالت خوب باشه. بسیار زیبا بود. در ضمن نماز و روزت قبول باشه عزيزم. توي دعاهات منو فراموش نكني. مواظب خودت باش. خدانگهدار

فاطمه

سلام به مینای عزیز شعر قشنگیه... خوشحال ميشم به من هم سري بزني

eaglebig

سلام... یاد مامک خادم و گروهش افتادم...

شباهنگ

بنام او درود مینای عزیز بیادت هستم ........هرجا هستی شاد باشی

شباهنگ

بنام او درود مینای عزیز بیادت هستم ........هرجا هستی شاد باشی