ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٦/٦/٢٤  کلمات کلیدی:

ابوالحسن خرقانی شبی نماز می کرد.آوازی شنید که (( هان! بولحسنو!خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟))

شیخ گفت:((ای بار خدایا!خواهی تا آنچه از تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا هیچکس سجودت نکند؟))

آوازی شنید که: (( نه از تو و نه از من.))