ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٦/٩/۳٠  کلمات کلیدی:

من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از او همه ناز
شب رفت و حديث ما به آخر نرسيد
شب را چه كنم حديث ما بود دراز



 
 
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/٩/٢٦  کلمات کلیدی:

تو با مني اما
من از خودم دورم

 

 
 
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٦/٩/٢٢  کلمات کلیدی:


آهسته تر زن زخمه ها تا نگسلاني تار من

 
 
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٦/٩/۱٥  کلمات کلیدی:


سفري در پيش است
سفري تا دل درياي خدا
زورقي بايد ساخت
زورقي از ايمان
بادبانش همه از جنس دعا
همه كوله من
دو سه تكبير پر از صدق و صفا
دو سه تا سجده بدور از همه رنگ و ريا
شايد امشب بروم
به مسيري كه از اين بركه به دريا مي رفت
يكنفر مي آيد
گوش كن مي آيد
شايد امشب بروم



                                                         پدر
 

 
 
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/٩/٥  کلمات کلیدی:

گفتم: دل و جان بر سر کارت کردم

هرچیز که داشتم نثارت کردم

گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی

این من بودم که بی قرارت کردم