ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/٥/٢٩  کلمات کلیدی:

گر کشته شدم تو سر به دارم کردی

زان طره خود فتنه به کارم کردی

در روز ازل دمی به گوشم خواندی

تا روز ابد زار و نزارم کردی

                                      " پدر"


 
 
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٦/٥/٢۱  کلمات کلیدی:
شیخ ابوسعید ابی الخیر، عارف مشهور خراسان وقتی به توس رفته بود مردم از وی خواستند مجلسی ترتیب دهد و خلق را موعظه کند.

شیخ قبول کرد و قرار شد که در خانقاه استاد که معروف بود تختی بگذارند و شیخ از بالای آن سخنرانی کند.
مجلس ترتیب داده شد و عده کثیری به خانقاه آمدند به طوری که جای خالی باقی نماند و عدهای بیرون ماندند.
وقتی هنگام آن شد که شیخ به سخن شروع کند، شخصی از میان حاضرین برخاست و به آواز بلند گفت:

-خدایش بیامرزد هر کس از آنجایی که هست یک قدم فراتر آید (تا جا برای بقیه باز شود)

شیخ گفت: وصلی الله علی محمد و آله اجمعین و دست برروی خود فرود آورد و سپس چنین به گفته خویش ادامه داد:
- هر چه ما می خواستیم بگوییم و هر آنچه تمام پیغمبران و علما گفته اند، خلاصه و نتیجه همهء آنها را این شخص گفت: یعنی خدایش بیامرزد که هر کسی که از آنجا که هست یک قدم فراتر آید.

بعد گفتن این مطالب از تخت فرود آمد و به وعظ آن روز خاتمه داد و به همین اندازه اکتفا کرد.


 
 
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/٥/۱٦  کلمات کلیدی:

خداوندا

من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری

من چون تویی را دارم و تو نداری.

                                                                                استاد